كارگاه ها و دوره هاي آموزشي
مطالب منتخب سایت
پیوندهای منتخب
خبرنامه


تازه های علمی روانشناسی
تغيير اساسي در ملاک‌های تشخيصي اختلال‌های شخصيت در پنجمين نسخه راهنماي تشخيصي و آماري اختلال‌های رواني (DSM-5)

پیمان یوسف زاده
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات


 

پیمان یوسف زاده
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
ویراستار: زهرا طاهری فر
در ملاک­های تشخیصی پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال­های روانی که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا APA ارائه شده است، صورت­بندی جدیدی جهت ارزیابی و تشخیص اختلال­های شخصیت پیشنهاد می­کند.
تغییر پیشنهادی شامل تلفیق انواع اختلال­ها با ویژگی­های شخصیت بیمارگون و مهم­تر از آن، در مورد سطوح مختل شدن عملکرد که در قالب «کارکرد شخصیت» تعریف می­گردد، می­باشد. مدل دورگه فوق با چهارچوب چندبعدی خود، تفاوت فاحشی نسبت به شیوه ارائه اختلال­های شخصیت در راهنمای فعلی دارد؛ در DSM فعلی که اختلال­های شخصیت در مقوله‌های رفتاری انعطاف­ناپذیری ارائه شده­اند، ملاک­های جدید با هدف حداکثر کاربرد برای درمانگران و حداکثر سودمندی برای بیمارانتنظیم شده­اند.
DSM طبقه­بندی استانداردی است که توسط متخصصان سلامت روان و سایر متخصصان حوزه سلامت برای مقاصد پژوهشی و تشخیصی مورد استفاده قرار می­گیرد. ویرایش جدید راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی که در سال 2013 منتشر خواهد شد، حاوی آخرین دستاوردهای علمی در خصوص سبب­شناسی، ویژگی­ها و ارتباطات اختلالات روانی است. انتشار DSM-5 حاصل بیش از یک دهه فعالیت دقیق و مستمر صدها متخصص از سراسر دنیا می­باشد.
در طرح پیشنهادی کار گروه بخش شخصیت و اختلالات شخصیت DSM-5، انواع اختلال شخصیت از 10 طبقه به 6 طبقه خاص (ضداجتماعی، اجتنابی، مرزی، خودشیفته، وسواسی / جبری و اسکیزوتایپال) کاهش یافته است. ولیکن برای دریافت تشخیص از بین این طبقه­های توصیفی، چندین شرط باید وجود داشته باشد.
فرد باید مختل شدن معناداری را به طور شاخص در دو حوزه از کارکرد شخصیت –خود و بین فردی- تجربه نماید. بنا به تعریف خود نه تنها به چگونگی دیدگاه فرد از خود بلکه به شیوه­ای که فرد اهداف خود را در زندگی تعیین و دنبال می­کند اشاره دارد. بین فردی نیز به توانایی یک شخص در درک نقطه نظر دیگران و ایجاد روابط نزدیک با آنان اشاره دارد. مقیاسی که از طریق آن این­ موارد مورد قضاوت قرار خواهند گرفت، از کم تا شدید درجه­بندی می­شود.
دکتر اندرو اسکودول دارای کرسی در کار گروه فوق و استاد پژوهش روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه آریزونا بیان می­کند «پیش از این، ما به اختلالات شخصیت به صورت دونمادی نگاه می­کردیم. [بر این اساس]، فرد یا دارای اختلال بود یا نبود، اما ما اکنون پی برده­ایم که آسیب­شناسی شخصیت یک امر درجه­ای است.»
همچنین دکتر رابرت کروگر، یکی از اعضای کار گروه شخصیت و استاد روانشناسی دانشگاه مینسوتا اظهار می­کند، «ملاک­های پیشنهادی ما از این دیدگاه می­گریزد که آسیب­شناسی شخصیت فقط در یک دسته از اختلالات خلاصه شود. بلکه ما در حال تعریف آن [آسیب­شناسی شخصیت] به صورت یک ویژگی کلی­تر هستیم.» زیربنای پیشنهادات کارگروه شخصیت حاصل مطالعات طولی و سایر پژوهش­های بالینی است که شروع آن از اوایل دهه 1990 می­باشد. از آن زمان نقص­های ملاک­های تشخیصی رفتارمحور فعلی آشکار شده است. به دلیل آن­که رفتار می­تواند در طول زمان متناوب وتغییرپذیر باشد، ملاک تشخیصی فعلی، مانعی در جهت تشخیص صحیح و پیشرفت درمان محسوب گردد. در مقابل، توجه به مختل شدن­های کارکرد شخصیت و ویژگی­های شخصیتی بیمارگون (یعنی چیزی که در ملاک­های تشخیصی DSM-V مدنظر است) بدون توجه به موقعیت، گرایش به ثبات بیشتر در طول زمان و تداوم دارند. دو مفهوم ثبات و تداوم از الزامات ملاک­های تشخیصی نسخه تجدیدنظر شده هستند.
برگرفته از:  www.dsm5.org 
منبع :  هفدهمین شماره خبرنامه الکترونیکی انجمن روانشناسی ایران

 

print
rating
 نظرات

آلبوم تصاویر
??? ??????? ??????? ??????
تازه های کتاب
آشنایی با روانشناسان ایرانی
چکیده پایان نامه دکتری
بحث ویژه
طراحی سایت: متخصص سئو    آمار بازدید سایت: