مروری بر کودک همسری در جهان؛ دکتر اکرم خمسۀ

مروری بر کودک همسری در جهان؛ دکتر اکرم خمسۀ

مروری بر کودک همسری در جهان

دکتر اکرم خمسۀ

مدیر گروه تخصصی روان‌شناسی زنان انجمن روان‌شناسی ایران

کودک‌همسری، آیین و رسمی زیان‌بار و نوعی خشونت مبتنی بر جنسیت و نقض حقوق، سلامت و شان و منزلت کودکان مخصوصاً دختران است که آنان را در معرض آسیب جسمی، جنسی و روان‌شناختی قرار می‌دهد.

وقوع ازدواج پیش از سن ۱۸ سالگی، توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان نقض آشکار حقوق بشر شناخته شده است. عوامل زیادی با خطر کودک‌همسری یا ازدواج زودهنگام ارتباط متقابل دارند که برخی از آنان عبارتند از فقر، تصور محافظت‌کنندگی ازدواج، افتخار خانوادگی، هنجارهای اجتماعی، قوانین مذهبی و عرفی و چارچوب قانون‌گذاری ناکارآمد.

کودک‌همسری ازدواجی است که در آن یکی یا هر دو نفر زیر سن ۱۸ سالگی قرار دارند. تعریف به‌رسمیت‌شناخته‌شده از کودک‌همسری توسط کنوانسیون حقوق کودک مطرح شده که یکی از تعاریف بین‌المللی تصویب‌شده در تاریخ است و هر فرد زیر سن ۱۸ سال را در برمی‌گیرد. ازدواج نیز می‌تواند رسمی، غیررسمی برحسب قوانین رایج شهروندی یا قوانین مدنی باشد. ازدواج بدون ثبت قانونی به رسمیت شناخته نمی‌شود و زندگی مشترک غیررسمی از حمایت‌های قانونی لازم نمی‌تواند برخوردار باشد و اجرای قوانین را دشوارتر می‌سازد.

در کاربرد اصطلاح کودک‌همسری و ازدواج زودهنگام این برداشت وجود دارد که این دو از هم متمایز هستند، اما در واقع هم‌پوشانی دارند. ازدواج اجباری نیز به ازدواجی گفته می‌شود که یک یا هر دو نفر آزادی و توافق کامل برای ازدواج ندارند و یا نمی‌توانند به ازدواج پایان دهند. به هر حال، صرف نظر از این تعاریف، کودک‌همسری تهدیدکنندهٔ زندگی است. البته مواردی وجود دارد که دو نوجوان زیر ۱۸ سال با اراده‌مندی ازدواج می‌کنند که به آن «ازدواج عاشقانه» گفته می‌شود. زندگی مشترک در این نوع ازدواج، اغلب توسط والدین منع می‌شود و زوج در معرض خشونت تلافی‌جویانه قرار می‌گیرند و دچار انزوای اجتماعی و عدم حمایت و رویگردانی اجتماعی می‌شوند.

کودک‌همسری در دختران، فرصت‌های ادامهٔ تحصیل، کسب خودمختاری و تجربهٔ دوران بزرگسالی ایمن و مطمئن را از بین می‌برد و به دلیل مشکلاتی که ایجاد می‌کند، هزینه‌های بسیار زیادی را به کشورها، گروه‌های اجتماعی، نیروی کار و اقتصاد تحمیل می‌کند و این آسیب‌های زیان‌آور به نسل‌های بعدی منتقل می‌شوند.

دختران در جوامعی با نابرابری جنسیتی گسترده، اغلب دردسر و بار اضافی یا کالا محسوب می‌شوند. والدین فقیر بر این باور هستند که آیندهٔ دختران آن‌ها با ازدواج تضمین می‌شود و خانوادهٔ پسر مسئولیت نگهداری دختران آن‌ها را بر عهده دارند. ازدواج دختران در سنین ۱۱ یا ۱۲ سالگی و کمتر، در شرایط دشوار اقتصادی، بیشتر مطرح می‌شود. رایج‌ترین سن کودک‌همسری بین ۱۵ تا ۱۷ سال گزارش شده است. کودک‌همسری اغلب مقدمهٔ حاملگی زودهنگام است و خطرات زیادی برای سلامت دخترانی دارد که جسم آن‌ها هنوز به حد کافی برای بارداری آماده نشده و از نظر روان‌شناختی نیز، به بلوغ لازم برای ایفای نقش مادری نرسیده‌اند. در حاملگی‌های زودهنگام، خطر مرگ و میر و بیماری‌زایی هم برای مادر و هم برای نوزاد بیشتر می‌شود. پیچیدگی‌های حاملگی و زایمان در سنین پایین، آن را مرگ‌بارتر می‌کند. کودک‌همسری هم‌چنین، دختران را نسبت به بیماری‌های مقاربتی مانند HIV و پیامدهای تغذیه‌ای آسیب‌پذیر می‌سازد. وقتی که دختران به دلیل فقر یا شرایط اقتصادی مجبور به ترک تحصیل می‌شوند، کمتر به اطلاعات لازمی مجهز هستند که به محافظت آن‌ها از بیماری‌ها و حاملگی برنامه‌ریزی‌شده کمک می‌کند. در مناطقی که خانوادهٔ دختر باید برای خانوادهٔ داماد جهیزیه تهیه کنند، چون دختربچه‌ها جهیزیهٔ کم‌تری می‌خواهند، والدین به موافقت با ازدواج زودهنگام دختران خود تشویق می‌شوند. در مواردی هم که خانوادهٔ داماد شیربها می‌پردازد، دختران منبع درآمد و کالا در نظر گرفته می‌شوند. کودک‌همسری در طی بحران‌های اجتماعی چون جنگ‌ها، بلایای طبیعی، بیماری‌های همه‌گیر و در شرایط بی‌ثباتی و ناپایداری افزایش می‌یابد. والدین اغلب، ازدواج کودکان را راهی برای محافظت از کودکان خود در برابر خشونت‌های جسمی و جنسی می‌دانند. به عبارت دیگر، کودک‌همسری راه حل سایر مسائل و مشکلات محسوب می‌شود؛ در حالی که نه تنها راه‌حل نیست بلکه خود می‌تواند منشأ تجربهٔ میزان زیادی از خشونت‌های جنسی، جسمی و عاطفی از جانب شریک زندگی باشد. پژوهش‌ها نشان داده است که زنان جوانی که در کودکی ازدواج کرده‌اند، در مقایسه با زنانی که در بزرگسالی ازدواج می‌کنند، ۱٫۵ برابر بیشتر در معرض خشونت شریک زندگی خود یا خانوادهٔ او قرار می‌گیرند. دختران قربانی کودک‌همسری، اغلب با مردان سالمند یا بسیار بزرگ‌تر از خود ازدواج می‌کنند. به این ترتیب، پیامدهای ناشی از قدرت نابرابر همسران افزایش می‌یابد و آسیب‌پذیری نسبت به سوءرفتار و کنترل بیشتر می‌شود. در این حالت، سلامت و شادکامی مختل می‌شود و چشم‌اندازهای آینده محدود می‌گردند. دختران در برخی موارد مجبور به ازدواج با فردی هستند که به آن‌ها تجاوز کرده است تا به این ترتیب، خود یا خانواده را از ننگ‌مایهٔ تجاوز رهایی ببخشند.

بحث کودک‌همسری در تعدادی از کنوانسیون‌ها و توافق‌نامه‌های بین‌المللی مطرح شده است. برای مثال، در «اجلاس حذف تمامی صور تبعیض علیه زنان»، حق محافظت از کودک‌همسری در مادهٔ شانزدهم آن، به این ترتیب مطرح شده است: «نامزدی و ازدواج کودک، به هیچ وجه جنبهٔ قانونی ندارد و مجاز نیست. همهٔ اقدامات لازم از جمله قانون‌گذاری باید صورت بگیرد تا حداقل سن ازدواج مشخص گردد». هم‌چنین، در اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، حق توافق داشتن آزاد و کامل برای ازدواج به رسمیت شناخته شده و براساس آن، توافق ازدواج آزاد و کامل نیست، اگر چنان که یکی از دو طرف به پختگی و رسش کافی نرسیده باشد تا دربارهٔ شریک زندگی خود آگاهانه تصمیم‌گیری کند. در اجلاس حقوق کودک، اگرچه مسئلهٔ ازدواج مستقیماً ذکر نشده است، به حق محافظت در برابر کودک‌همسری در کنار سایر حقوق، مثل آزادی بیان، حق محافظت از تمامی صور سوءرفتار و حق محافظت از آیین‌های سنتی زیان‌بار، تأکید بر حق کودک برای برخورداری از سلامت، آموزش، محافظت از خشونت و بهره‌برداری و سوءرفتار جنسی، اشاره شده است. اما، ممنوعیت‌ها همیشه کافی و اثرگذار نیستند چرا که کودک‌همسری نتیجهٔ فقدان انتخاب‌هاست. خانواده‌ها، گروه‌های اجتماعی و دختران باید گزینه‌های انتخابی جایگزین دیگری به جز ازدواج زودهنگام، داشته باشند و به شرایط زیستی، محیطی و اجتماعی ثابت و پایدار دسترسی پیدا کنند.

براساس پایگاه داده‌های جهانی یونیسف (صندوق کودکان سازمان ملل) اگرچه میزان کودک‌همسری در سراسر جهان رو به کاهش است، اما هنوز تعداد کل دخترانی که در کودکی ازدواج می‌کنند، سالانه به ۱۲ میلیون نفر می‌رسد. پیشگیری از کودک‌همسری، به طور جدی در دستور کار رشد و توسعهٔ جهانی قرار گرفته است و در اهداف رشد و توسعهٔ پایدار برای حذف آن تا سال ۲۰۳۰ تلاش می‌شود. پیشرفت باید به طور معنادار تسریع شود تا به این اقدام، پایان داده شود.

میزان شیوع کودک‌همسری

کودک‌همسری در چه مناطقی از جهان رخ می‌دهد؟ متأسفانه، کودک‌همسری در تمام نقاط جهان و حتی در کشورهای توسعه‌یافته از جمله آمریکا به طور گسترده وجود دارد و در طیف وسیعی از جوامع، قومیت‌ها و مذاهب رواج یافته است. اما این پدیده در جهان در حال توسعه، بیشتر رخ می‌دهد و برای مثال، در خاورمیانه و آفریقای شمالی (الجزایر، تونس، مصر، لیبی، مراکش، سودان، صحرای عربستان) متداول‌تر است. به طور کلی، جهان میزبان ۶۵۰ میلیون مورد کودک‌همسری در دختران است. میزان شیوع آن از لحاظ جغرافیایی متفاوت است. بالاترین میزان خطر به ترتیب از بیشترین به کمترین، در صحرای آفریقا، جنوب آسیا (بنگلادش، بوتان، هند، نپال، سریلانکا) و سپس در آمریکای لاتین (آرژانتین، برزیل، شیلی، کلمبیا، بولیوی، کاستاریکا) و منطقهٔ کارائیب (باهاما، جامائیکا) گزارش شده است. میزان شیوع در خاورمیانه و آفریقای شمالی تقریباً نزدیک به میانگین جهانی و بالاتر از مناطقی چون شرق آسیا (چین، مغولستان، کرهٔ شمالی و جنوبی، ژاپن و تایوان) و منطقهٔ پاسیفیک (فیجی، نیوزلند، استرالیا)، اروپای شرقی و آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان) است. در خاورمیانه و شمال آفریقا، از هر ۵ زن و دختر جوان، یک نفر پیش از ۱۸ سالگی و از هر ۲۵ نفر یکی، پیش از ۱۵ سالگی ازدواج می‌کند. در خاورمیانه و آفریقای شمالی و مرکزی تقریباً چهل میلیون دختر کودک‌همسر وجود دارند. میزان خطر کودک‌همسری برای یک دختر به محل تولد او بستگی دارد. دختران در نواحی روستایی یا در خانواده‌های فقیر، در معرض خطر بالاتری قرار دارند. میزان کودک‌همسری در میان زنان با تحصیلات پایین‌تر، بیشتر است. در سال‌های اخیر، ۷۰۰٬۰۰۰ مورد کودک‌همسری به صورت سالانه در خاورمیانه و آفریقای شمالی رخ داده است. اگرچه ازدواج زودهنگام دختران، در مجموع به یک سوم کاهش یافته است، اما این کاهش باید شتاب بیشتری بگیرد.

جهان چگونه می‌تواند به کودک‌همسری پایان دهد؟

قوانین منع‌کننده باید تحکیم، تقویت و اجباری گردند. اما وضع قوانین به تنهایی به کودک‌همسری پایان نخواهد داد. برابری جنسیتی اساساً باید پیشرفت کند و تحصیل دختران به اندازهٔ تحصیل پسران، واجد اهمیت در نظر گرفته شود. اگر جامعه برای رشد ظرفیت‌های بالقوهٔ زنان و دختران اهمیت یکسان با مردان و پسران قائل شود، انگیزهٔ کمتری برای کودک‌همسری باقی می‌ماند. دختران و زنان حق تحقق بخشیدن به آرمان‌ها و آرزوهای خود را دارند و باید ازدواج را گزینه‌ای در نظر بگیرند که ممکن است از میان سایر گزینه‌های موجود، برگزیده شود. اطلاعات کافی در مورد سلامت جنسی و سلامت تولیدمثل باید در اختیار زنان و دختران قرار بگیرد تا آگاهانه و مسئولانه در مورد ازدواج تصمیم بگیرند و از اجبار، تبعیض و خشونت رهایی یابند. به این منظور، تغییرات زیادی باید صورت بگیرند از جمله این که شبکه‌های اجتماعی امن در دسترس زنان و دختران باشند تا امکان تأمین آموزش، خدمات سلامت و فرصت‌های اقتصادی فراهم شود. به این ترتیب، خود دختران نقش مهمی را در پایان دادن به کودک‌همسری ایفا خواهند کرد. توانمندسازی این دختران موجب می‌شود که آن‌ها خانواده‌های خود را نیز تشویق کنند که ازدواج زودهنگام را به تعویق بیندازند تا فرصت برای تحصیل بیشتر، دستیابی به مهارت‌های زندگی و حتی حمایت اقتصادی از خانوادهٔ خود را داشته باشند.

برنامه‌ها و اقدامات عملی صندوق سازمان ملل برای فعالیت‌های جمعیتی (UNFPA) و برنامهٔ جهانی یونیسف در ۱۳ کشور آسیایی، آفریقایی و خاورمیانه، محتوای جنسیتی ایجاد کرده است. این سازمان‌ها با هدف توانمندسازی دختران، آموزش مهارت‌های زندگی و آموزش مهارت‌های جنسی را تدوین کرده است. در این برنامه‌ها، والدین و گروه‌های اجتماعی دربارهٔ پیامدهای کودک‌همسری آموزش داده می‌شوند تا هنجارها و کلیشه‌های زیان‌بار تغییر پیدا کنند و شرایط اجتماعی و محیطی پاسخگو و مسئولانه‌تری برای دختران فراهم شود.

آیا کودک‌همسری فقط در مورد دختران مطرح است؟

در حالی که اکثر موارد کودک‌همسری را دختران تشکیل می‌دهند، پسران نیز در معرض خطر قرار دارند. در سطح جهانی، ۱۱۵ میلیون پسر زیر سن ۱۸ سال ازدواج کرده‌اند. در حالی که از هر ۵ زن یک نفر پیش از سن ۱۸ سالگی ازدواج می‌کند، از هر ۳۰ پسر یک نفر ازدواج زودهنگام دارد. حتی در کشورهایی که کودک‌همسری در دختران نسبتاً زیاد است، میزان کودک‌همسری در پسران کمتر است. اگرچه دختران و پسرانی که در کودکی ازدواج می‌کنند، در معرض خطرات زیست‌شناختی و اجتماعی یکسانی قرار ندارند، اما این اقدام نقض حقوق کودکان، صرف نظر از جنسیت است. کودک‌همسری در پسران نیز، دسترسی به آموزش و فرصت‌ها و پیشرفت‌های شغلی را محدود ساخته و به کودکی آنان خاتمه می‌بخشد.

آیا کودک‌همسری موضوعی فرهنگی یا مذهبی است؟

کودک‌همسری گاه به عنوان آیینی مذهبی یا فرهنگی، اجباری تلقی می‌شود. اما هیچ سنت مذهبی مهم و اساسی وجود ندارد که مستلزم کودک‌همسری باشد. در واقع رهبران مذهبی و فرهنگی در سراسر جهان وقتی با شواهدی از پیامدهای این پدیده روبه‌رو می‌شوند، علیه آن موضع می‌گیرند. در واقع سنت‌های مذهبی وجود ندارند که کودک‌همسری را ضروری و اجباری بدانند. در عین حال، کودک‌همسری در بسیاری از فرهنگ‌ها و مذاهب تداوم دارد. ازدواج زودهنگام، محافظت از دختران را به عنوان اقدامی مذهبی و فرهنگی، تضمین نمی‌کند.

پایان دادن به کودک‌همسری چه هزینه‌هایی دارد؟

صندوق سازمان ملل برای فعالیت‌های جمعیتی، در مطالعه‌ای مشترک با دانشگاه جان هاپکینز، دانشگاه ویکتوریا، دانشگاه واشنگتن و یک سازمان زیرمجموعه سازمان جهانی بهداشت، در ۶۸ کشور که ۹۰ درصد موارد کودک‌همسری را شامل می‌شوند، با انتشار مقاله‌ای در سال ۲۰۱۹ نشان داد که پایان کودک‌همسری در این کشورها دست‌یافتنی است و فقط ۲۵ میلیارد دلار هزینه دارد و مقرون به صرفه است؛ چرا که محافظت از هر دختر در مقابل کودک‌همسری تقریباً ۶۰۰ دلار هزینه لازم خواهد داشت. این هزینه‌ها شامل مداخله‌های آموزشی و تحصیلی، ابتکارهای توانمندسازی و تغییر هنجارهای اجتماعی است که می‌تواند از وقوع ۱۸ میلیون مورد کودک‌همسری جلوگیری کند تا دختران رهایی‌یافته از کودک‌همسری، نقش مولد مهم و معناداری را برای تأمین منافع خانواده و جامعهٔ خود تأمین کنند.

به طور خلاصه، کودک‌همسری رسم و آیینی زیان‌آور است که خاستگاه آن را می‌توان مجموعه‌ای از علت‌های ریشه‌دار در نظر گرفت. نقش پسران و مردان در جلوگیری از کودک‌همسری اهمیت دارد. افزایش آگاهی در زمینهٔ برابری‌طلبی جنسیتی برای همهٔ گروه‌های اجتماعی و جامعه به طور کلی، به کاهش کودک‌همسری کمک می‌کند و همهٔ گروه‌ها را از مزایای تشکیل نهاد خانواده با ازدواجی به‌هنگام، توأم با پختگی و رسش جسمی، جنسی، عاطفی و روان‌شناختی، اقتصادی و اجتماعی بهره‌مند می‌سازد تا خانواده‌ای منسجم، پایدار و توانمند در سایهٔ ازدواجی مناسب تشکیل گردد.

References

1. Source URL explainer (2025). Common myth about child marriage.

2. UNFPA (2025). Child marriage, frequently asked questions.

3. UNICEF data (2026). Child marriage is violation of human rights, but is all too common.

دفتر انتشارات انجمن
  • دفتر نشریه بین المللی روان‌شناسی:

تهران، سیدخندان، ابتدای سهروردی شمالی، کوچه سلطانی (قرقاول)، پلاک ۳۷، طبقه سوم

  • دفتر نشریه روان‌شناسی معاصر:

تهران، سیدخندان، ابتدای سهروردی شمالی، کوچه سلطانی (قرقاول)، پلاک ۳۷، طبقه سوم

 
آدرس انجمن روان‌شناسی ایران:

تهران، سیدخندان، ابتدای سهروردی شمالی، کوچه سلطانی (قرقاول)، پلاک ۳۷، طبقه سوم

کدپستی: 

1555716755

تلفن:  09367740873 (ساعت پاسخگویی: شنبه تا چهاشنبه، از ساعت 9 الی 14)

فکس: 86120659

کلیه حقوق برای انجمن روانشناسی ایران محفوظ است. – 1400©

طراحی سایت توسط شرکت مهندسی اشاره شرق