دکتر کیانوش هاشمیان
دکتر کیانوش هاشمیان دوره دبیرستان را در رشته طبیعی (تجربی کنونی) در مدرسه جم، یکى از بهترین مدارس زمان خود، گذراندند. پس از آن در دانشکده پزشکى قبول شد و ۶ ماهى هم آنجا تحصیل کرد اما هواى تحصیل در فرنگ به سرش مى افتد و عازم شهر سنفرانسیسکو مى شود. رشته پزشکى را در دانشگاه استنفورد ادامه داد ولى دیرى نمى گذرد که به دانشگاه ایالتى سنفرانسیسکو مى رود و آنجا دوره آموزش دروسش را تمام مى کند ودرست در همین زمان به روانشناسى علاقه پیدا مى کند و از همان دانشگاه لیسانس خود را مى گیرد. در سال ۱۹۶۸ میلادى موفق به قبولى در امتحان دوره کارشناسى ارشد همان رشته مى شود و مدارکش را با پایان نامه اى در ارتباط با مصرف مواد الستى مى گیرد. این پایان نامه سعى داشت بازگو کند نیمرخ روانى افرادى که در حدود بیش از ۲۰۰ مرتبه از ال اس دی استفاده کرده اند چه حالتى به خود مى گیرد؟ و آیا افسردگى و اختلالات روان رنجورى در آنها در مقایسه با افرادى که از این مواد استفاده نمى کنند، بروز مى یابد؟ پس از این پاریس را براى ادامه تحصیلات بر مى گزیند و راهى دانشگاه سوربن مى شود ولى بیش از دو هفته نمى تواند آنجا دوام بیاورد دلیلش تفاوت فاحشى بود که میان فرهنگ آموزشى کلاس هاى آن دانشگاه و اساتید ما و فرهنگ جارى در آمریکا وجود داشت در این میان موقعیتى فراهم مى شود تا او براى دیدار خانواده به وطن بازگردد. اما در سال۱۳۵۴ همزمان با ورود دکتر هاشمیان به ایران براى گذران دوره سربازى به یکى از بیمارستان هاى ارتش اعزام مى شود. ناگفته نماند که دکتر هاشمیان به موازات سپرى کردن خدمت وظیفه، بعد از ظهرها را در دانشگاه الزهرا(س) با نام سابق مدرسه عالى دختران به تدریس در گروه روانشناسى مى گذراند. پس از به پایان بردن سربازى، از نو مقصد آمریکا را پیش مى گیرد و به وسیله بورسى که از جانب مدرسه عالى دختران دریافت داشته، وارد دانشگاه فلوریدا ، که یکى از ۱۰ دانشگاه مشهور و معتبر آمریکاست، مى شود و مدرک دکترایش را در رشته روانشناسى به دست مى آورد و در جشن فارغ التحصیلى دانشگاه فلوریدا، به همراه یک دانشجوى مرد از کشور چین و در رشته شیمى، به سبب کسب بالاترین نمره و ارائه بهترین پایان نامه، به عنوان دانشجوى برجسته و برتر دکتراى آن دانشگاه شناخته مى شود.
قدمت خدمت پژوهشى _ آموزشى دکتر هاشمیان در حقیقت از سال ۱۳۵۰ آغاز مى شود که تا امروز همچنان ادامه دارد. عمده ترین حضور او در دانشگاه الزهرا(س) بوده، ضمن اینکه در دانشگاه هاى دیگرى نیز علاوه بر تدریس، به مشاوره پرداخته است. اگرچه در سال (۱۳۸۳) بازنشسته شد اما کارهایش در زمینه تحقیق و تدریس ادامه دارد. کار درمانى بخش دیگرى از فعالیت هاى دکتر هاشمیان است که در یک کلینیک خصوصى ارائه مى شود و مشاوره چند شرکت را نیز عهده دار است. علاوه بر روانشناسی علاقه و استعداد دکتر هاشمیان به موسیقى از کودکى در او نمود پیدا مى کند و با هدایت درست این علاقه توسط خود و خانواده اش، نتایج ارزشمند آن سال ها بعد در حیطه روانشناسى جلوه گر مى شود. هاشمیان چنان در موسیقى مستعد و هوشمند است که وقتى براى پذیرش در دانشگاه هاروارد، درخواست مى دهد، پس از پر کردن پرسشنامه ورودى ۲۴ صفحه اى دانشگاه در پاسخى که به جهت اولویت هاى رشته تحصیلى از جانب دانشگاه دریافت مى کند با این توضیح روبه رو مى شود که شما در هنر و به خصوص موسیقى خیلى بهتر مى توانید پیشرفت کنید تا پزشکى! و البته اولویت دوم دانشگاه، پزشکى تشخیص داده شده بود. در این رابطه دکتر هاشمیان مى گوید: خب من به پزشکى هم علاقه مند بودم ولى وقتى به خودم آمدم، دیدم رسیده ام به روانشناسى و واقعاً پى بردم در روانشناسى براى شناخت رفتار آدمیان احتیاج به هنر هست. روانشناسى مسائل تئورى یا کتابى نیست که شما بخوانید. باید هنرمند باشید تا مردم را بشناسید و بتوانید مشکلات عاطفى آنها را حل کنید. اگر فاقد آن هنر باشید روانشناسى نمى تواند در وجودتان رسوخ پیدا کند. در این سى و چهار سالى که من تدریس مى کنیم، دانشجویانم همیشه به من گفته اند انگار شما از درونتان براى ما روانشناسى را تدریس مى کنید و این البته حس خودم هم بوده و روى همین اصل بود که ما آمدیم با همکارى چند تن دیگر از همکاران از جمله آقایان دکتر عشایرى، دکتر نعمتیان، دکتر عبدالله نژاد و دوستان دیگر انجمنى را تأسیس کردیم به نام انجمن کاربرد موسیقى در سلامت جسم و روان. به نظر من روانشناسى آمیخته است با هنر ولى باید خودش را متجلى کند. انجمن کاربرد موسیقى در سلامت جسم و روان با این هدف راه اندازى مى شود که اندازه تأثیرگذارى و یارى رسانى انواع موسیقى در سلامت جسم و روان افراد مورد بررسى قرار گیرد. چندین سال است که کنگره هاى سالانه اى (معمولاً در خردادماه) از سوى این انجمن برپا مى شود.
مشارکت ایشان در تاسیس انجمن روان شناسی به عنوان یکی از اعضای موسس از دیگر افتخارات دکتر کیانوش هاشمیان است.وی هم اکنون در گروه روانشناسى بالینى انجمن روانشناسان ایران عضویت دارد.یکى از افرادى که در این راه با ایشان همراه بودند و به عنوان پدر روانشناسى بالینى کشورشناخته می شوند زنده یاد دکتر سعید شاملو بود. سرپرستى گروه روانشناسى دانشگاه الزهرا(س)، معاونت همین دانشگاه، عضویت در گروه برنامه ریزى روانشناسى، شوراى انقلاب فرهنگى، عضویت در انجمن روانشناسان ایران و آمریکا و عضویت در هیأت مدیره نظام روانشناسى مشاوره کشور برخى دیگر از سوابق علمى او تاکنون محسوب مى شوند. دکتر هاشمیان به مدت چند سال عضو هیأت تحریریه مجله Death Education بوده است؛ مجله اى که در آن مقالاتى درباره مرگ به چاپ مى رسید، مقالاتى که سعى داشتند بررسى کنند انسان امروز چگونه باید مفهوم مرگ را به عنوان یک واقعیت بپذیرد. همچنین داورى و ارزیابى مجلات انجمن روانشناسان آمریکا (APA) را عهده دار بوده است. اکنون علاوه بر داورى برخى مقالات منتشره در مجلات روانشناسى داخلى، به عنوان ویراستار بخش انگلیسى فصلنامه روانشناسى فعالیت دارد. پس از انقلاب فرهنگى و تعطیلى موقت دانشگاه ها به مدت یک سال به سوئد رفته و در یکى از دانشگاه هاى آن جا به تدریس مى پردازد. چندى بعد با بازگشایى دانشگاه ها، به ایران و دانشگاه الزهرا(س) بازمى گردد.
هم اکنون دکتر هاشمیان در کلینیکی به نام مشاورین سلامت هانا مشغول به کارهای درمانی هستند . با این همه صفات و ویژگی های شخصییتی دکتر بسیار بالاتر و رفیع تر از مرتبه ی علمی ایشان است ، تواضع و فروتنی یکی از صفات بارز شخصیتی ایشان می باشد .
1-سوال نخست: جنابعالی به عنوان یک صاحبنظر و همچنین کسی که سالها در حوزه روانشناسی و مشاوره فعالیت دارید و همکاریهای نزدیک و مستمری نیز با نظام روانشناسی داشته و دارید بفرمایید تا چه میزان دوره های کاراموزی و کاروزی برای دانشجویان و فارغ التحصیلان روانشناسی ضرورت دارد؟
به نظر من روانشناسی درست مانند زمانی که جنبه علمی خودش را به دست آورد و تلفیقی شد از فلسفه و زیست شناسی تجربی،باید همچنان به همین دو جنبه تاکید کند و باقی بماند.یعنی نه جنبه فلسفی و باورهای روانشناسی را می توان قطع کرد و نادیده گرفت و نه از جنبه تجربی و عملی ان غافل شد.برای پیشرفت روانشناسی باید هر دو جنبه تلفیقی بسیار خوب و اساسی و علمی را برای خود در نظر بگیرند.به نظر من چنین روانشناسی است که روانشناسان باید در همین حیطه قدم بیشتری بردارند.
2-پیشنهاد شما در حیطه عملی و کاربردی در رشته روانشناسی چیست؟
اکثر دانشگاه ها به خاطر نام روانشناسی دارند این رشته را گسترش و توسعه می دهند.دانشجویان روانشناسی نیز به حق توقع دارند وقتی فارغ التحصیل می شوند وارد بازار کار شوند اما باید یک سری محدودیت ها وجود داشته باشد.نظام روانشناسی یک سری محدودیت ها را به وجود اورده است اما نهایتا چکار می شود کرد.ما وقتی می بینینم دانشجو در قسمت بالینی چون کار نکرده و به خاطر انجام ندادن کار عملی نمی تواند خدمات درمانی و مشاوره ارایه کند و ما دایما می بینیم همه دانشگاهها می خواند رشته روانشناسی دایر کنند و این بزرگترین اشتباه است چون توقع فارغ التحصیلان بالا می رود و جامعه ما ظرفیت این همه فارغ التحصیل که بدون کار اموزی و کارورزی وارد جامعه می شوند را ندارد.
3- پس از فرمایشات شما می توان این گونه نتیجه گرفت که توسعه کمی رشته روانشناسی که رویکرد حال حاضر است مناسب نیست و باید به سمت ارتقای کیفی رشته روانشناسی حرکت کنیم؟
کاملا صحیح است.دانشگاه های دولتی و سراسری در هر حال محدودیتی برای تعداد دانشجویان در نظر می گیرد اما دانشگاه آزاد در مقطع کارشناسی،ارشد و در برخی گرایشهای دکتری بی رویه دانشجو می گیرد و این صحیح نیست.
4-پیشنهاد شما برای آن دسته از دانشجویانی که علاقه مند هستند در زمینه های پژوهشی و علمی تخصصی فعالیت نمایند چیست؟
فعالیت در حوزه پژوهش به صورت فردی امکان پذیر نیست و باید از طریق موسسات پژوهشی سامان دهی شود تا این دسته از دانشجویان علاقه مند را جذب کنند و از توان آن ها استفاده نمایند.دولت باید از این موسسات پژوهشی از نظر مالی و خدمات جانبی دیگرحمایت کند و محلی را برای امر پژوهش در اختیار این موسسات قرار دهد.اساتید برجسته و توانمند در این زمینه وجود دارد و در صورت حمایت از این اساتید و در اختیار قرار دادن امکانات دانشجویان علاقه مند در امر پژوهش نیز می توانند در این موسسات مشغول به کار شوند.مطلب دیگر این است که دانشگاه های ما به خصوص دانشگاه های سراسری باید امکانات بیشتری را در زمینه کاراموزی و کارورزی در اختیار دانشجویان قرار دهد.متاسفانه امکانات بیمارستانی و کلینیکی برای دانشجویان جهت کارورزی و کار اموزی در دانشگاه های ایران حتی دانشگاه های دولتی در تهران بسیار بسیار کم و محدود است.و باید این امکانات گسترش پیدا کند و خود دانشگاه ها باید متولی این قسمت باشند تا فارغ التحصیلان علاوه بر آموخته های تئوری ورزیدگی و مهارت عملی نیز کسب کنند.
استاد از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم و انشا الله پایدار و برقرار باشید.
مصاحبه گر: شهناز گیلی دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت