اقدام به پذیرش فرزندخوانده در زنان مجرد کیفیت زندگیشان را بالا میبرد
ترجمه و تلخیص: پریناز باباخانی
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
امروزه مسئله ازدواج جوانان در کشور ایران یکی از چالشهای اصلی اجتماعی به شمار میآید. دلایل تأخیر در ازدواج جوانان بسیار است، اما این پدیده نه فقط به عنوان یک مسئله شخصی بلکه به عنوان یک مشکل اجتماعی با پیامدهای روانشناختی هم نمود پیدا کرده است. مسئله ازدواج و زناشویی از جمله مسائل مهم بشر در طول تاریخ بوده وهست. افزایش سن ازدواج جوانان و بروز پدیده تجرد قطعی در بین آنان، از زمره این تحولات است که در نتیجه تغییرات کلان در سطح جامعه حادث شده است. پدیده افزایش سن ازدواج نه فقط در ایران، بلکه حتی در کشورهای توسعه یافته فراصنعتی مانند ایالات متحده آمریکا نیز مشاهده میشود، به طوری که بر اساس نتایج مطالعات موجود، سن ازدواج در این کشور از اواسط دهه 1960 به طرز برجستهای در بین جمعیت آن افزایش یافته است. جوانان بسیاری به خاطر سنتهای غلط خانوادگی یا شرایط اجتماعی و فرهنگی مجبور به خانهنشینی میشوند. این در حالیست که ازدواج میتواند از اشاعه فحشا، فساد و رفتارهای ناپسندی که میتواند پیامد مستقیم عنان گسیختگی غرایز جنسی باشد جلوگیری کند و یکی از پایههای حفظ سلامت جامعه است. آسیبهای مجرد بودن جوانان میتواند بر ناهنجاریهای روانی آنها و خانوادهشان بیفزاید. در واقع وقتی جوانی مجرد است و به هر دلیلی توان ازدواج ندارد بدون تردید تأمین نیازهای خود را در جای دیگری جست و جو خواهد کرد و طبیعی است اگر برنامه ریزی در این زمینه نباشد درصد زیادی از جوانان با جابه جایی نیازهای خود، در مسیر انحراف قرار خواهند گرفت و با مشکلات روحی و روانی که دامنگیر آنان می شود، هر روز جامعه باید شاهد افزایش آمار اعتیاد، بزهکاری، بی بند و باری، بداخلاقی، پرخاشگری و شیوع انواع بیماری های جسمی و روحی در بین جوانان باشد. این چنین به نظر میرسد که داشتن هدف در زندگی جوانان مجرد قطعاً آنها را در مسیر زندگی ایدهآل و درست قرار میدهد و از لحاظ روانشناختی پشتوانه سلامت جسمی و روحی آنها خواهد بود. کودکان بدون سرپرست و بدسرپرست بسیاری تحت مراقبت سازمانها و ارگانهای مربوطه میباشند که میتوانند توسط جوانان مجرد تحت سرپرستی و حمایت قرار بگیرند. این موضوع یک راهحل روانشناختی محسوب میشود که تضمین کننده سلامت روان هر دو قشر جامعه خواهد بود.
در جامعه صنعتی و پیشرفته امروز ایران، بالا رفتن سن ازدواج و تجرد قطعی تعداد زیادی از دختران و تجرد زنان به دلایل طلاق یا فوت همسر، آنها را به لحاظ روانشناختی با چالشهای جدی مواجه ساخته است. این در حالیست که کتمان نیازهای طبیعی دختران و زنان مجرد میتواند آنها را در مناسبات اجتماعی دچار مشکل کند، چرا که مجرد ماندن، معنای نداشتن فرزند و هویت مادرانه را نیز به دنبال خواهد داشت. از طرفی دیگر هر روز به آمار کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست با روند صعودی در کشور افزوده میشود وترکیب این مشکلات با یکدیگر دامنه آسیبهای اجتماعی را بیشتر میکند. بنابراین یکی از راه حلهای کاربردی برای حل دو مشکل تجرد قطعی و کودکان بیسرپرست، پذیرش حضانت فرزند برای زنان مجرد است.
بر اساس آخرین گزارش روابط عمومی و بینالملل سازمان بهزیستی کشور و سرشماری در سال 1397، تعداد 25هزار کودک بیسرپرست و بدسرپرست در مراکز بهزیستی کشور نگهداری میشوند و همچنین 10هزار کودک در مراکز شبه خانواده بهزیستی تحت پوشش هستند و 157396 دختر و زن مجرد 30 تا 50 ساله در استان تهران وجود دارند. تحت این شرایط است که قانون جدید فرزندخواندگی در سال 1392 در قالب 36 ماده و 17 تبصره با عنوان « قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست » به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. مطابق با این قانون، اولویت در پذیرش سرپرستی فرزند به ترتیب با زن و شوهر بدون فرزند، سپس زنان و دختران بدون شوهر فاقد فرزند، و در نهایت زن و شوهر دارای فرزند است.
دختر و زن بدون شوهر و مجرد اعم از اینکه مجرد بماند یا بعدها ازدواج کند، یا قبلاً شوهر کرده و در حال حاضر مجرد زندگی کند و صلاحیت فرزندخواندگی داشته باشد از جمله اینکه کمتر از 30 سال نباشد میتواند یک دختر 7 ساله به عنوان فرزندخوانده داشته باشد.
به نظر میرسد این قانون دارای ظرفیتهایی است که میتواند در جهت حمایت از کودکان بدسرپرست و بیسرپرست و همچنین تأمین حس مادری دختران و زنان مجرد یاریرسان باشد. قانونگذار پس از تصویب قانون فوق عنوان میکند؛ این قانون میتواند هم برای دختران و زنان مجرد و هم کودکان بیسرپرست مفید باشد. با توجه به اینکه در موقعیت فعلی جامعه هماکنون زنان مجرد زیادی وجود دارند که استطاعت مالی و جایگاه اجتماعی خوبی دارند، معتقدیم این قانون هم میتواند عواطف مادری این زنان را بروز دهد، هم مشکلات روانشناختی ناشی از تجرد و تنهایی را کاهش دهد و هم سرپرستی این کودکان را به شکل مناسبی فراهم کند.با یک نتیجهگیری خلاصه؛ در این شرایط فرزندپذیری از نظر اجتماعی فواید بسیار زیادی دارد و اصل قضیه قابل انکار نیست، زیرا کودکان بیسرپرست و یتیم کانونی برای رشد مییابند و در جامعه رها نمیشوند و میزان بسیار زیادی از بار مسئولیت مالی و حمایتی دولت کاسته میشود. فرزندخواندگی یا فرزندپذیری یکی از راهکارهای اجتماعی است که محیطی مناسب برای کودکان بیسرپرست و بدسرپرست محیا میکند و همچنین به اشخاص بدون فرزند این فرصت را میدهد تا با پذیرش این گروه از کودکان پاسخگوی بخشی از نیازهای اساسی عاطفی و روانی خود باشند.
مرور مختصر پژوهشها نشان میدهد تجرد در فرآیند زندگی زنان تأثیرگذار است و ابعاد مختلف زندگی آنها را میتواند تغییر دهد. اقدام برای رشد فردی سازهای است که نمایانگر علاقه و توجه ذاتی فرد به رشد و تغییر در زندگی شخصی خودش بطور کل میباشد. تجرد وضعیتی است که برخی فرصتهای تعاملی و اجتماعی را به دلیل فقدان همسر و فرزند از زنان سلب میکند و طولانی شدن مدت تجرد در میان زنان میتواند آسیبهای روانی و اجتماعی خطرناکی به دنبال داشتهباشد. نداشتن فرزند برای زنان با هر دلیلی به لحاظ روانشناختی تهدیدکننده و از جنبه هیجانی ناتوان کننده است و مانند سایر فقدانها، انرژی روانشناختی فرد که معمولا باید برای بهرهمندی از زندگی و حل مشکلات صرف شود را تحلیل میبرد.
مادر شدن به عنوان قسمت مهمی از زندگی بزرگسالی محسوب میگردد و یکی از نقشهای اصلی و طبیعی یک زن شناخته میشود و این محرومیت میتواند احساس ناکارآمدی به همراه داشتهباشد. بسیاری از زنان مراجع به مراکز مشاوره که سن آنها بالا رفته و ازدواج نکرده بودند، حالتهایی همچون بیحالی و بیاعتنایی به لذتها و رغبتها، کاهش توانایی در تمرکز و تصمیمگیری و تفکر، که همگی نشانههای اضطراب و افسردگی است را نشان دادهاند. همچنین دیده شده که تأخیر در ازدواج سبب میشود که زنان تمایلات طبیعی خود را به تدریج نادیده بگیرند و دچار انزوا شوند. این در حالی است که بخش عمده هویت زنانه در زنان به مادر شدن آنها پیوند خورده است. چرا که زنان در تعریف بنیادین از خود و ساخت هویت به نقش مادرانه خود در خانواده تکیه دارند.
بروز پدیده تجرد در بین زنان از زمره تحولاتی است که در طی زمانی طولانی در نتیجه تغییرات کلان در سطح جامعه حادث شده است. پدیده افزایش سن و در ادامه بروز تجرد ممکن است باعث نابسامانیهایی در جامعه گردد که بدونشک تبعات جبرانناپذیر اجتماعی و فرهنگی را به دنبال خواهدداشت. در حالیکه زنان مجرد در سـایه امکان فرزندپذیری، احسـاسـات و عواطف مثبتی نســـبت به خود یافته و ارزشهای خود را چه از لحاظ فردی و چه اجتماعی باز مییابند و میتوانند به هویت مادرانه دســت یابند. مادران مجرد فرزندپذیر در تجربه فرزندپذیری و سـاخت هویت مادرانه خود، چهار فرآیند: 1)بازیابی خود 2)آمادگی 3)کسب هویت مادرانه 4)رشـد و تقویت هویت مادری را طی میکنند، که مشـابه با فرایند فرزندآوری و ساخت هویت در مادران زیستی است.
منابع:
Najafi Mehr, M And Taqvai, D. Salari Far, M.(2021). Comparison of general health and psychological well-being of female guardians with and without temporary marriage. Islamic Studies and Psychology. (8)15: 65-86.
Nafarieh, M.(2018). Legal facilities for accepting adoption. (1): 9.
Stewart, S. And Graham, A.A. And Poss, J.W.(2023). Examining the mental health indicators and service needs of children livingwith foster families. Children and Youth Services Review. 147(4): 101-187.
Miranda, P. And Rejano, J. And Tristancho A. And Holgado, M.(2024). Comparative effect of different patient education modalities on quality of life in breast cancer survivors: A systematic review and network meta-analysis. European Journal of Oncology Nursing. 67.
Nadorff, D.K. And Scott R.K. And Griffin, R.Custodial.(2023). grandchildren and foster children: A school performance comparison. Children and Youth Services Review. 131(6): 268-405.
Platt, C. And Gephart, S.M. And Faan, F.(2022). Placement Disruption of children with disabilities in foster care. Journal of Pediatric Nursing. 44(4): 30-35.